صفحه در حال بارگذاري است! لطفا کمي صبر کنيد نظر یادتون نره مرسی...
مرگ من
وقتی بمیرم مرا در دشتی خاک کنید
بی نام و نشان
شاید جسم پوسیده من
خاکی شود اسیر دستان هنرمندی
نمیدانم کوزه گر چه کسی خواهد بود
نقشی از عشق خواهد زد
من قدم در تازگی محض خواهم گذاشت
من دوباره جان خواهم گرفت
شاید آن کوزه ای شوم که روزی
با لبان خشکیده تو آشنا شود
من شاید اینگونه سیرابت کنم
برای لحظه ای طراوت زندگیت شوم
پس بگذار بمیرم
تا سیراب شوی
: Note
1- خدایا من خسته ام از این همه بحران من میخواهم به آرامش برسم.خدایاروحم را تسکینی ده
2-بی الایش به سراغت می آیم آنگونه که همیشه هستم
3-بلبلیم عشق چیچکیم من سنی چوک سویرم سوگیلیم نازلی یاریم من سنی اوچون اولورم