تبليغاتX
خدمات وبلاگ نويسان جوان ای کاش سرنوشت جز این می نوشت....
سفر کردم که از یادم بری دیدم نمیشه.....

مرگ من

وقتی بمیرم مرا در دشتی خاک کنید

بی نام و نشان

شاید جسم پوسیده من

خاکی شود اسیر دستان هنرمندی

نمیدانم کوزه گر چه کسی خواهد بود

نقشی از عشق خواهد زد

من قدم در تازگی محض خواهم گذاشت

من دوباره جان خواهم گرفت

شاید آن کوزه ای شوم که روزی

با لبان خشکیده تو آشنا شود

من شاید اینگونه سیرابت کنم

برای لحظه ای طراوت زندگیت شوم

پس بگذار بمیرم

تا سیراب شوی

 

 

: Note

1- خدایا من خسته ام از این همه بحران من میخواهم به آرامش برسم.خدایاروحم را تسکینی ده

2-بی الایش به سراغت می آیم آنگونه که همیشه هستم

3-بلبلیم عشق چیچکیم من سنی چوک سویرم               سوگیلیم نازلی یاریم من سنی اوچون اولورم

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم مرداد 1387ساعت 19:19
  به قلم: گل سرخ  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
 

© 2006-2007 Kiyanooshansari.blogfa.com - All rights reserved - Powered by Blogfa.com - Temp by  K I Y A N S O F T
خدمات وبلاگ نويسان جوان

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس