تبليغاتX
خدمات وبلاگ نويسان جوان ای کاش سرنوشت جز این می نوشت....
سفر کردم که از یادم بری دیدم نمیشه.....

من به هر شیوه که می دانستم

سعی کردم که دو دستت ، به خودم جلب کنم

لیک این نکته نمی دانستم

چشمه دست چموشت افسوس

جاری خندق دستان کسی دیگر ی


من تمام وجودم شعر می شود ، تا دغدغه ذهنت آرامشی شود ، در حضور دیگران

دلم برای توست ، هر کجا که باشی

و دستانت هر گونه که نوازش کند

و لبانت هر گونه که لبخند زند

و نگاهت هر گونه که دلنشین شود.


برای هیچکس

وقتی قرار شد تو نباشی

در کوچه ، باد را دشنام دادم

در باد ، بادبادک را !!!!!!

 


نگو قلبت زخمی شده ، عیبی ندارد ، دوباره خوب می شود

اگر غمگینی ، مثل باران ببار ، گریه برای دل های مکدر مرهم خوبی است.

ما آدم ها مثل ستاره های آسمان هر کدام به اندازه ی وسعمان می درخشیم،

یکی هم مثل ماه می شود!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

برای تو که ، عزیزترینی

صدای باران را می شنوی ؟

منتظر نباش که شبی بشنوی، : از این دلبستگی های ساده دل بریده ام

که عزیز بارانی ام را در جاده ای جا گذاشته ام

یا در آسمان به ستاره ی دیگری سلام کرده ام

تو قعی از تو ندارم

اگر دوست نداری

در همان دامنه ی دور دریا بمان

هر جور راحتی ! باران زده من !

همین سوسوی تو ، از آن سوی پرده ی دوری

برای روشن کردن اتاق تنهائیم کافیست

من که این جا کاری نمی کنم

فقط گهگاه ، گمان دوست داشتنت را در دفترم حک می کنم

-همین-

می دانم که به حرفهایم می خندی

حالا هنوز هم وقتی به تو فکر می کنم ، باران می آید

صدای باران را می شنوی ؟؟؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم مرداد 1387ساعت 20:13
  به قلم: گل سرخ  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
 

© 2006-2007 Kiyanooshansari.blogfa.com - All rights reserved - Powered by Blogfa.com - Temp by  K I Y A N S O F T
خدمات وبلاگ نويسان جوان

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس