صفحه در حال بارگذاري است! لطفا کمي صبر کنيد نظر یادتون نره مرسی...
عزیزتر از عزیزم
نامت را
در دفترم ماندگارترین کردم
پس
صاحب صدای مخملی
قلبم را نشکن
که صدایت
امید زندگی من هست!

هر کسي سهم خودش را طلبيد
سهم هر کس که رسيد
داغ تر از دل ما بود
ولي نوبت من که رسيد
سهم من يخ زده بود!
سهم من چيست مگر؟
يک پاسخ
پاسخ يک حسرت!
سهم من کوچک بود
قد انگشتانم
عمق آن وسعت داشت
وسعتي تا ته دلتنگيها
شايد از وسعت آن بود
که بي پاسخ ماند…!
